على محمدى خراسانى

105

شرح منطق مظفر (فارسى)

و انفصال ( كه در واقع دو صورت دارد ) و يا حمليّه و متّصله ( كه اين نيز در واقع دو صورت دارد كه يكى به حساب آمده ) و يا حمليّه و منفصله كه اين نيز به همان صورت است ، ولى اگر تجزيه و تحليل كنيم همان هشت قسم نتيجه‌گيرى مىشود ، كه اين تقسيم بسيار اساسى بوده و در آينده تمام مباحث قياس اقترانى شرطى بر محور اين تقسيم دور خواهد زد . ب . تقسيم ديگر : قياس اقترانى شرطى از حيث اين‌كه اوسط در آن در هردو مقدمه ، جزء تام باشد يا در هردو جزء غير تام يا در يكى تام و در ديگرى غير تام ؛ به سه قسم تقسيم مىشود . بيان ذلك : مىدانيم كه قضاياى شرطيه عموما به تأليف دومى ( و گاهى سوم يا چهارم و دومى در مقابل اول است نه در مقابل سوم و چهارم ) مؤلف هستند ، زيرا هر شرطيه حدّاقل از دو حمليه تشكيل مىشود كه يكى مقدّم و ديگرى تالى است و هركدام از آن دو اجزائى دارند كه عبارت است از : موضوع ، محمول و تأليف حمليات ، تاليف اولى است كه از مفردات صرفه يا مركبات ناقصه پديد مىآيد ؛ و تاليف شرطيات ، تاليف ثانوى است كه از حمليات محض يا حمليه و شرطيه يا شرطيات محض پديد مىآيد و در تقسيمات قضايا نيز اشاراتى به اين امور شد ، پس هر شرطيه از دو قضيهء بالاصل ( قبل از آمدن ادوات شرط ) ، تشكيل شده و هردو قضيه بالاصل ، نيز داراى دو طرف هستند ( موضوع و محمول ) آن‌گاه بايد ميان دو شرطيه يا يك حمليه و يك شرطيه ، حدّ وسط و حدّ مشتركى باشد كه رابط آن دو به هم باشد و در هردو مقدمه تكرار شود و گرنه قياس تشكيل نشده و نتيجه‌اى حاصل نمىشود ؛ آن حدّ مشترك از سه حال خارج نيست و به اين اعتبار سه قسم پيدا مىشود كه ابتدا آن سه را بيان كرده ، سپس مثال مىآوريم و بيان مىكنيم كه كدام قسم مورد بحث ما هست ؟ و كدام نيست ؟ قسم اول : حدّ وسط در هردو مقدمه ، جزء تام باشد منظور از جزء تام شرطيه ، همان كلّ مقدّم يا كلّ تالى است كه اجزاء اصلى قضيهء شرطيه هستند و منظور از جزء غير تام همان جزء مقدم ( موضوع آن تنها يا محمولش ) يا جزء تالى ( موضوع يا محمولش ) است ، يعنى حدّ وسط يا تمام تالى باشد يا تمام مقدم كه اين خود به اشكال اربعه تقسيم مىشود . زيرا اوسط يا تمام تالى در صغرى و تمام مقدم در كبرى است كه شكل اول ناميده